گوشه از زندگی نامه عبادی سیاسی هفتمین امام شیعیان امام موسی کاظم(ع)
ولادت
موسی بن جعفر در سال ۱۲۸ یا ۱۲۹ هجری قمری هنگامی که امام صادق (ع) و همسرش حمیده از حج بازمیگشتند، در منطقه ابواء به دنیا آمد. برخی مکان ولادت ایشان را مدینه دانستهاند. درباره تاریخ ولادت امام کاظم(ع) اختلاف است؛ طبری ولادت ایشان را در ذیالحجه و طبرسی آن را در ۷ صفر دانسته است. مادر ایشان حضرت حمیده کنیزی از اهل مغرب یا اندلس(اسپانیا) بوده است و نام پدر حمیده را صاعد مغربی (بربری) گفته اند. برادران دیگر امام از این بانو اسحاق و محمد دیباج بوده اند. امام موسی کاظم(ع) هنوز کودک بود که فقهای مشهور مثل ابو حنیفه از او مسئله می پرسیدند و کسب علم میکردند.
فرزندان امام موسی کاظم(ع)
حضرت ابو الحسن موسى (ع) سى و هفت فرزند پسر و دختر داشتند: على بن موسى الرضا (علیه السلام)، ابراهيم، عباس، قاسم، اسماعيل، جعفر، هرون، حسن، احمد، محمد، حمزه، عبداللَّه، اسحق، عبيداللَّه، زيد، حسن، فضل، حسين، سليمان، فاطمه كبرى، فاطمه صغرى، رقيه، حكيمه، ام ابيها، رقيه صغرى، ام جعفر، لبابه، زينب، خديجه، عليه، آمنه، حسنه، بريهه، عايشه، ام سلمه، ميمونه، ام كلثوم.
در ميان تمام فرزندان حضرت ابو الحسن(علیه السلام) فرزند بزرگوارش حضرت ابو الحسن على بن موسى الرضا(علیه السلام) از همه بزرگوارتر و عاليقدرتر و داناتر و فاضلتر بوده. احمد بن موسى مردى كريم و بزرگوار و پرهيزكار بود و حضرت موسى بن جعفر اين فرزند بزرگوار را دوست می داشت و بر ساير فرزندان مقدم میداشت و بستان يسير خود را به او بخشيده بود.
مناظرات علمی امام موسی کاظم (ع)
مناظرات و گفتگوهایی از امام کاظم با برخی از خلفای عباسی، دانشمندان یهودی و مسیحی، ابوحنیفه و دیگران گزارش شده است. باقر شریف قرشی هشت گفتگو از امام کاظم، تحت عنوان مناظرات آن حضرت گرد آورده است. امام کاظم(ع) با مهدی عباسی مناظرههایی درباره فدک و نیز حرمت خمر در قرآن انجام داده است. با هارون عباسی نیز مناظراتی داشته است. از آنجا که هارون میخواست خویشاوندی پیامبر(ص) با خود را نزدیکتر از نسبت او با موسی بن جعفر نشان دهد، امام کاظم در حضور هارون به نزدیکتر بودنِ انتساب خویش به پیامبر تصریح کرد. گفتگوهای موسی بن جعفر با عالمان ادیان دیگر نیز معمولا در پاسخ به پرسشهای آنان صورت گرفته که در پایان به گرویدن آنان به اسلام انجامیده است.

برخوردهای سیاسی امام موسی کاظم(ع)
دورانى كه امام كاظم عليه السّلام در آن زندگى مى كرد، مصادف با نخستين مرحله استبداد و ستمگرى حكّام عباسى بود.اين اعمال فشار از زمان امام صادق عليه السّلام آغاز شد و تا زمان امام رضا عليه السّلام كه دوره خلافت مأمون بود با شدّت هر چه تمام تر ادامه يافت؛ مردم در زمان مأمون اندكى احساس امنيت سياسى كردند، ولى ديرى نپاييد كه دستگاه خلافت بدرفتارى و اعمال فشار بر مردم را دوباره از سر گرفت. فشار سياسى عباسيان در دورهاى آغاز شد كه پيش از آن امام باقر و صادق(ع) با تربيت شاگردان فراوان، بنيه علمى و حديثى شيعه را تقويت كرده بودند و جنبشى عظيم در ميان شيعه پديد آورده بودند.رسالت امام موسی کاظم (علیه السلام) آن بود تا در اين حركت علمى، توازن و تعادل فكرى را ميان شيعيان برقرار كنند.
عصر امام كاظم عليه السّلام دوران بسيار سختى براى شيعيان بود و در اين دوران حركتهاى اعتراضآميز متعددى از ناحيه شيعيان و علويان نسبت به خلفاى عباسى صورت گرفت كه از مهم ترين آنها قيام حسين بن على، شهيد فخ - در زمان حكومت هادى عباسى- و نيز جنبش يحيى و ادريس فرزندان عبد الله بود كه در زمان هارون رخ داد. در واقع مهمترين رقيب عباسيان، علويان بودند و طبيعى بود كه حكومت آنان را سخت تحت نظارت آنها بگيرد. امامان شيعه همگى بر لزوم رعايت تقيه پافشارى كرده و مى كوشيدند تا تشكّل شيعه و رهبرى آنها را به طور پنهانى اداره نمايند. طبعا اين وضعيت سبب مىشد تا تاريخ نتواند از حركات سياسى آنها ارزشيابى دقيقى به عمل آورد.
امام موسی کاظم(ع) در زندان
امام كاظم عليه السّلام دو بار به دست هارون به زندان افتاده اند كه مرتبه دوم آن از سال 179 تا 183؛ يعنى به مدت چهار سال به طول انجاميده و به شهادت آن حضرت منجر شده است. درباره مرتبه نخست زندان اوّل مدّت قيد نشده است.
4- سعایت برخی از بستگان امام مانندعلی بن اسماعیل بن جعفر (پسر برادر امام) در نزد هارون از امام.
هارون با آن همه سلطه و قدرت، مجبور بود تا دست به چنين توجيهاتى بزند تا اقدامش از طرف مردم مورد انكار و نفرت قرار نگيرد. هارون در همان مسجد دستور توقيف حضرت را صادر كرد. وى دستور داد تا دو كاروان آماده كرده، يكى را به سمت كوفه و ديگرى را به سمت بصره بفرستند. او امام را همراه يكى از اين دو كاروان روانه ساخت. اين كار به اين دليل انجام گرفت تا مردم ندانند امام در كجا زندانى مىشود.
هارون، امام كاظم عليه السّلام را نزد حاكم بصره، عيسى بن جعفر بن منصور فرستاد؛ امام چندى در زندان او بسر برد، اما در نهايت، عيسى از اين كار خسته شد و به هارون نوشت تا او را تحويل شخص ديگرى بدهد.در غير اين صورت او را آزاد خواهد كرد، زيرا در تمام اين مدت كوشيده تا شاهدى بر ضد امام به دست آورد، اما چيزى نيافته است.
پس از آن، امام را تحويل فضل بن ربيع دادند. امام مدتى طولانى نزد وى زندانى بود. گفته شده كه از او خواستند تا آن حضرت را به قتل برساند، اما او از اين كار سرباز زد. پس از آن، حضرت را تحويل فضل بن يحيى دادند و مدتى نيز در زندان او بسر برد. مطابق نقل مورّخان او حرمت امام را پاس مى داشت. پس از آن امام كاظم عليه السّلام را تحويل زندانبان ديگرى بنام سندى بن شاهك دادند.
شهادت امام موسی کاظم(ع)
واپسین روزهای عمر امام کاظم(ع) در زندان سندی بن شاهک سپری شد. شیخ مفید گفته است سندی، به دستور هارون الرشید امام را مسموم کرد و امام سه روز پس از آن به شهادت رسید. شهادت وی ۲۵ رجب سال ۱۸۳ق در بغداد رخ داده است. درباره زمان و مکان شهادت امام کاظم (ع) نظرات دیگری هم وجود دارد.
پس از آنکه موسی بن جعفر(ع) به شهادت رسید، به دستور سِندی بن شاهک پیکر او را روی پل بغداد قرار دادند و اعلام کردند که موسی بن جعفر به مرگ طبیعی از دنیا رفته است. درباره چگونگی شهادت وی گزارشهای متفاوتی وجود دارد؛ بیشتر تاریخنویسان بر این باورند که یحیی بن خالد و سندی بن شاهک او را مسموم کردهاند. در گزارشی نیز گفته شده او را با پیچیدن در فرش، خفه کردهاند.
برای قراردادن بدن امام کاظم(ع) در معرض دید عموم دو دلیل گفته شده: یکی اثبات اینکه او به مرگ طبیعی از دنیا رفته؛ دیگری باطل کردن باور کسانی که به مهدویت او اعتقاد داشتهاند.
پیکر موسی بن جعفر(ع) را در منطقه شونیزیه در مقبره خانوادگی منصور که به مقابر قریش شهرت داشت، دفن کردند. مدفن ایشان به حرم کاظمین مشهور است. گفته شده دلیل عباسیان برای اینکه بدن امام را در این مقبره دفن کردند، ترس از آن بود که مبادا مکان دفن او محل تجمع و حضور شیعیان شود.
موضوعات مرتبط: اجتماعی ، فرهنگی
ادامه مطلب
در آخرین ماه سال ۱۴۰۰ و در آستانه فرارسیدن سال نو؛
پانزدهمین جلد از کتاب «هدهد سفید» در آستانه سال جدید، ویژه نوجوانان به منظور آشنایی بیشتر این قشر با کتاب و کتابخانه، اسفندماه ۱۴۰۰ از سوی نهاد کتابخانههای عمومی کشور منتشر شد.
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی نهاد کتابخانههای عمومی کشور، پانزدهمین جلد از کتاب «هدهد سفید» ویژه نوجوانان به منظور آشنایی بیشتر این قشر با کتاب و کتابخانه، اسفند ماه ۱۴۰۰ از سوی نهاد کتابخانههای عمومی کشور منتشر شد و در اختیار نوجوانان علاقهمند به کتابخوانی قرار گرفت.
این جلد از «هدهد سفید» در نخستین بخش با عنوان «آوازهایم برای تو» به روایت داستانی از ابراهیم قربان پور با عنوان «من و گالیور و مرتضی» می پردازد. در ادامه نامه دبیرکل شورای عالی آموزش و پرورش درباره «هدهد سفید» منتشر شده که طی آن محمود امانی با تقدیر از دست اندرکاران تهیه و انتشار «هدهد سفید»، این کتاب را ارمغانی ارزشمند برای نوجوانان دانست.
در ادامه با مرور مناسبتهای ماههای اسفند و فروردین، در بخش «بارش مهر» داستانی از مریم شجاعی پور با عنوان «آبشاری که از حرا جوشید» منتشر شده است. همچنین در بخش «بهاران ایران» داستان «گرگهایی که به استقبال نوعروس آمده بودند» نوشته فاطمه سرمشقی از بیجار، «مهمان دم عید» نوشته جعفز توزندهجانی از نیشابور، «با لباس دختر عمهام» نوشته افسانه شعبان نژاد از کرمان، «پنج چیز برای هر تولد» نوشته یوسف قوچق از ترکمن صحرا، «بهار مثل شماست» نوشته لاله جعفری از اصفهان و «شعر، گل همیشه بهار من است» نوشته غلامرضا بکتاش از ملایر آمده است.
همچنین داستانهای «سال نو در قفسه کتاب» از مینا حدادیان، «دشت عید» نوشته علی باباجانی از قم، «سایهبانی از مهر» از عبدالقادر بلوچ نوشته سیستان و بلوچستان، «یک پرنده، یک غزل» از محمد دهریزی از لرستان، «شادا چراغ روشن بابونه در بهار» از معصومه مهری از چهارمحال بختیاری، «صدای تو زیباست» یاسمن درستی از بهبهان، «جادوی بهار نارنج» از الهام مزارعی از شیراز، «فانوس روشن» از سمیه سیدیان از البرز، «عروسی پسر بابا زمستان» از پیوند فرهادی از کرمانشاه و «عروسی آلوچه خانم اول بهار است» از مکرمه شوشتری از مازندران از دیگر داستانهای منتشر شده در این بخش هستند.
این کتاب همچنین در بخش «بیست هزار فرسنگ زیر دریا» نوجوانان را به ماجراجویی نوروزی با کتابهای گم شده قفسه تاریخ دعوت میکند و با ارائه داستانی نیمه کاره، آنها را در موقعیتی ویژه قرار میدهد تا هر کدام از مخاطبان از زاویه نگاه خود این داستان را کامل کنند. بر این اساس در این بخش منتخبی از داستانهای ارسال شده از سوی نوجوانان عضو کتابخانه از سراسر کشور ارائه شده است.
بخش «مداد رنگی» پانزدهمین شماره از این کتاب نیز به ارائه داستانهای «شبی که توی گور خمره افتادم» نوشته یاسمن درستی، «تمام سیزدههای عالم» نوشته حمید اباذری، «سیزده جلد کتاب؛ سیزده روز تعطیلی نوشته کبری بابایی و «درس انشا» بریدهای از زندگینامه دکتر مهدی حجوانی، اختصاص دارد که با نقاشیهایی از نوجوانان عضو کتابخانههای عمومی همراه شده است.
در بخش «خیلی درو خیلی نزدیک» نیز به آشنایی و معرفی کتابخانه مرکزی یزد در قالب یک داستان زیبا با عنوان «وقتی که یار مهربان دوستی ما سه تفنگدار را محکم تر میکند» میپردازد. همچنین نمایشنامه یک پردهای «هر کی یه مریضی داره» نوشته ابراهیم قربانپور نیز از دیگر بخشهای جذاب این کتاب است.
«۱۰۱ درس محرمانه برای نویسنده شدن» برای نوجوانان علاقهمند به نویسندگی و داستانهای «دفتر یادداشتی که یوز را فیلسوف کرد» نوشته ی. خ، «بلیت یک طرفه به زحل» نوشته ابراهیم حسن زاده، «ترس بابا جان از ضربه پنالتی» نوشته مسعود رحمانی و بخش معرفی کتاب برای نوجوانان، دیگر مطالب تهیه شده در این کتاب هستند.
در بخش «کاش تو را میدیدم» که به نامهنگاری نوجوانان با نویسندگان محبوب خود اختصاص دارد، چند نامه ارسالی به سیامک گلشیری، مینو کریم زاده، سید محمد مهاجرانی و همچنین نامهای از سارا عرفانی در پاسخ به نامه یک نوجوان که در شماره پیشین منتشر شده بود، آمده است.
موضوعات مرتبط: اجتماعی ، فرهنگی
«کلاه شادی» داستان شش دوست است که یک روز همگی بیحوصله هستند. اما با گرفتن هدیه مخصوص که یک کلاه است، شاد میشوند.
یک روز صبح فیل که خیلی بیحوصله و بداخلاق بود با صدای زنگ در از خواب بیدار شد. پشت در کسی نبود، اما یک جعبه هدیه بزرگ در انتظار فیل بود. فیل بعد از باز کردن هدیه، یک کلاه چند طبقه زیبا را دید که از کلاههای مختلف درست شده بود. خیلی خوشحال و شاد شد و رفت تا کلاهش را به دیگر دوستانش نشان دهد. اول از همه پیش گورخر رفت، اما او هم بیحوصله بود و دوست نداشت کسی کاری به کارش داشته باشد، فیل با دیدن حال گورخر یک کلاه به او داد. گورخر با دیدن کلاه خوشحال شد. هر دو تصمیم گرفتند پیش لاکپشت بروند و کلاههایشان را به او نشان بدهند. اما لاکپشت هم در لاک خودش بود و حوصله کسی را نداشت، با این حال فیل به او هم یک کلاه داد و او را هم خوشحال کرد و هر سه سراغ جغد و سپس شیر رفتند و همین ماجرا ادامه داشت. فیل به جغد و شیر هم یک کلاه داد. اما شیر با اینکه عاشق آن کلاه شده بود هنوز ناراحت بود، چون فهمیده بود که زرافه حالش خوب نیست و نمیدانست برای خوب کردن حال او چه کار باید کند. بعد همگی فکر کردند که چه کار کنند که رزافه را خوشحال کنند، این بار دیگر کلاهی باقی نمانده بود تا به زرافه بدهند. آنها هدیهای درست کردند تا زرافه را غافلگیر کنند، با کلاههای خودشان کلاهی زیبا و بزرگ برای زرافه درست کردند. زرافه با دیدن هدیه زیبای دوستانش حالش خوب شد و همگی از کنار هم بودن بسیار شاد و خوشحال شدند.
داستان «کلاه شادی» حکایت از دوستی دارد. دوستی که در آن توجه به حال و احوالات دوستان مهم است. خوشحال کردن دوست و از خودگذشتگی و بخشش از جمله نکات مهمی است که در این داستان به آن اشاره و با ظرافت و سادگی تمام روایت شده است.
«کلاه شادی» کتابی تصویری است. متن و تصاویر همراستا با هم پیش میروند و حتا بار روایت داستان بیشتر بر عهده تصاویر است. صحنهای که فیل با کادوی پشت در رو به رو میشود، میبینیم که در متن اشارهای به نوع و تعداد کلاهها نکرده؛ اما در تصویر کلاههای متنوع با اندازه، طرح و رنگهای مختلف نشان شده است. زمانی که فیل هر کدام از دوستانش را میبیند که ناراحت هستند یکی از کلاههای خودش را متناسب با اندازه و شخصیتشان به آنها می بخشد. یا در انتهای کتاب اشارهای به هدیه زرافه در متن نمیشود؛ اما در تصویر میبینیم که همه جانوران با کلاههایشان کلاهی برای زرافه درست میکنند و به او هدیه میدهند. تصویرگر در در نشان دادن احساسات مختلف شخصیتهای داستان مانند بداخلاقی، عصبانیت، شادی و بیحوصله خوب عمل کرده است. به صورت کلی پسزمینه اغلب پلانها بر روی صفحه سفید انجام شده است و تصویرگر تاکیدی بر فضاسازی نداشته است.
«برایان ون» اهل شیکاگو است. او از کالج طراحی مرکز هنر کالیفرنیا فارغ التحصیل شد. کتاب کلاه شادی اولین کتاب اوست که توسط انتشارات هاوتون میفلین هارکورت چاپ شد. از جمله جوایز ون میتوان به نشان نقره تصویرسازی از انجمن تصویرگران، نشان بادبادک کریستالی از انجمن نویسندگان و تصویرگران کتاب کودک در سال ۲۰۱۶، جایزه کرم شبتاب سواد زودهنگام ایندیانا در سال ۲۰۱۶ اشاره کرد.
موضوعات مرتبط: اجتماعی ، فرهنگی
نویسنده: خالد حسینی
مترجم: زیبا گنجیپریسا سلیمان زاده
خلاصه کتاب :
رمان بادبادک باز جنبههای مختلف یک زندگی را نشان میدهد، و از فرهنگ یک ملت میگوید، از تناقضهای و از رسمهای مردم میگوید. ولی داستان اصلی، ماجرای بین دو دوست به نامهای امیر و حسن است. امیر و حسن هردو باهم بزرگ شدهاند و رشد یافتهاند. امیر پسر یک ارباب است ولی حسن پسر خدمتکاری است که در خانه پدر امیر کار میکرد.
حسن یک انسان پاک و ساده بود که با تمام وجودش خود را فدای امیر کرد. در جای جای داستان دردی که در زندگی حسن خفته کاملا قابل لمس است، بهطوری که با خواندن داستان محال است بغض تمام وجودتان را نگیرد.
بادبادک باز نخستین اثر منتشرشدهی خالد حسینی، نویسنده افغان است. این رمان به زبان انگلیسی است. بادبادک باز نخستین اثر یک نویسندهی افغانستانی به زبان انگلیسی محسوب میشود. در سال ۲۰۰۷ میلادی فیلم نیز براساس این کتاب ساخته شد.
خالد حسینی از فرمول سادهای برای نوشتن رمانهایش استفاده میکند: او از ترکیب خیر و شر در بستری ناآرام استفاده میکند تا در آن سرگذشت شخصیتهای داستانش را به تصویر بکشد. داستانهای او پیچیده نیستند و رنجِ بهتصویرکشیدهشدۀ شخصیتهای این داستانها قابل لمس است. خالد با احساسات عمیق انسانها سروکار دارد. بازگوییِ این احساسات است که قلب خوانندگان را به کتابهای او پیوند زده است.
داستان را امیر برای ما تعریف میکند، امیر یک نویسندهی اهل افغانستان ساکن کالیفرنیا است که برای نجات یک بچه راهی افغانستان میشود؛ افغانستانی که به خاطر طالبان یکی از سختترین دوران تاریخ چند هزار سالهاش را سپری میکند و به بهانهی این سفر امیر شروع به تعریف داستان زندگیاش میکند. روایت این رمان دوستی امیر با حسن است؛ امیر در ۱۲ سالگی به دوست خود حسن خیانت میکند و این گناه تا سالها او را عذاب میدهد و حتی شادترین لحظات زندگی را برای او تیره و تار میکند. با حمله روسها به افغانستان امیر با پدرش از افغانستان فراری میشوند. در این زمان طالبان حسن و همسرش را به قتل میرسانند و تنها پسری معصوم (سهراب) از باقی میماند، پسری که اسیر طالبان است. امیر بهخاطر جبران خیانتش نسبت به حسن تصمیم میگیرد به افغانستان برگردد و پسرک را نجات دهد.
کتاب بادبادک باز توسط انتشاراتهای مختلفی در ایران ترجمه و به چاپ رسیده است.
موضوعات مرتبط: اجتماعی ، فرهنگی
نامهنگاری بر بال هدهد سفید؛
دلنوشته نوجوان کتابخوانی همدانی برای ابراهیم حسن بیگی/ نابرده رنج گنج میسر نمیشود
محدثه عباسی سیار، نوجوان کتابخوان همدانی در نامهای به نویسنده محبوب خود از دریافتهای جالب خود از کتاب «صوفی و چراغ جادو» نوشته؛ ابراهیم حسن بیگی نویسنده این کتاب هم پاسخ جالبی به نامه این نوجوان کتابخوان داده است.
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی نهاد کتابخانههای عمومی کشور، نامه محدثه عباسی سیار، نوجوان متولد 1384 از شهر همدان به نویسنده محبوب خود، ابراهیم حسن بیگی که در جلد دهم کتاب «هدهد سفید» منتشر شده، به شرح زیر است:
برسد به دست آقای ابراهیم حسن بیگی
سلام آقای ابراهیم حسن بیگی، امیدوارم حالتان خوب باشد
من کتاب زیبایتان «صوفی و چراغ جادو» را مطالعه کردم. راستش من فکر میکردم صوفی اسم دخترانه ای باشداما وقتی کتاب را خواندم، فهمیدم شخصیت صوفی یک پسر است. من هم مثل صوفی به اسبها علاقه زیادی دارم و اگر روزی اسبی داشته باشم اسم آن را طوفان میگذارم. من همیشه از خواندن داستانهای طولانی خسته میشدم اما کتاب شما نظر من را عوض کرد. داستان به قدری برایم جذاب بود که ساعتهای طولانی یک جا نشستم و کتاب «صوفی و چراغ جادو» را خواندم. من از خواندن این کتاب به نکتههایی پی بردم. برای مثال وقتی صوفی برای اولین بار در مسابقه شرکت کردپیروز نشد اما تلاش و کوشش را بیشتر کرد و و در آخر به پیروزی و موفقیت رسید.
*
اما نامه این نوجوان کتابخوان همدانی در شماره بعدی کتاب «هدهد سفید» یعنی جلد یازدهم با پاسخ ابراهیم حسن بیگی همراه شده که در این نامه میخوانید:
نابرده رنج گنج میسر نمیشود
محدثه خانم عزیز و نازنین سلام
ممنونم که رمان «صوفی و چراغ جادو» را خواندی و خوشحالم که از آن اذت بردی. چه خوب که معنی و پیام داستان را به خوبی فهمیدی.
صوفی نوجوانی است که با کار و تلاش میخواهد به آرزوهای خودش برسد. یک تنه با سختیها مبارزه میکند. تا از بیمار و ناتوان اسبی برای مسابقه بسازد.
همه ما باید بیاموزیم که نا برده رنج گنج میسر نمیشود.
امیدوارم آنچه از کتاب صوفی آموختی را به دیگران نیز بیاموزی.
برایت آرزوی سلامت و تندرستی دارم.
موضوعات مرتبط: اجتماعی ، فرهنگی
با مشارکت جمعی از شاعران روحانی؛
عصر شعر مجازی «تجلی محراب» برگزار شد
در مراسمی با حضور و شعرخوانی شاعران روحانی و ائمه جمعه، شورای ادبی نهاد و دبیران محافل ادبی، عصر شعر مجازی «تجلی محراب» برگزار شد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نهاد کتابخانه های عمومی کشور، عصر شعر مجازی «تجلی محراب» یکشنبه یکم اسفند ماه به مناسبت روز روحانیت و دفاع مقدس و در راستای گرامیداشت شهدای روحانی، با حضور شاعران روحانی و ائمه جمعه، شورای ادبی نهاد و دبیران محافل ادبی و به همت نهاد کتابخانه های عمومی کشور به میزبانی کتابخانه مرکزی پارک شهر تهران برگزار شد.
در این مراسم نغمه مستشار نظامی، دبیر محافل ادبی نهاد ضمن خیر مقدم به حاضران و میهمانانی که بصورت مجازی در این نشست حضور پیدا کردند، طی سخنانی گفت: بسیار خرسندیم که امروز در این عصر شعر با موضوع نماز جمعه، شهدای محراب و شهدای روحانی در خدمت شما هستیم. اهمیت روحانیت و روحانیون در سالهای متمادی، از سال ۴۲ و حتی پیش از آن بر هیچ کس پوشیده نیست و این علمای بزرگوار دینی بر گردن ما دارند که باد آن را ادا کنیم.
وی افزود: تریبون نماز جمعه یک اجتماع مهربان، عظیم و ارزشمند است. نماز جمعه یک اجتماع فرهنگی و سیاسی است که بُعد فرهنگی آن و به خصوص شعرخوانی هایی که در ویژه برنامه های مختلف مانند پیروزی انقلاب اسلامی در نماز جمعهها انجام میشود بر کسی پوشیده نیست.
مصطفی محدثی خراسانی نیز در سخنانی کوتاه با اشاره به جایگاه علما و روحانیت در شعر فارسی گفت: نسبت شعر فارسی و علما پیوند عمیق و پر سابقه ای است و می دانید که بسیاری از قله های شعر فارسی، از علمای دین بودند. به لحاظ محتوایی نیز قله شعر فارسی و قله غزل شعر فارسی، غزل های عارفانه هستند که برخاسته از حوزه های دینی و معرفتی اسلام بوده اند.
علی داودی نیز در این عصر شعر طی سخنانی گفت: آقای شاهرخ مسکوب کتابی دارند با عنوان «هویت ایرانی و زبان فارسی» کتاب جمع و جوری که البته به موضوع بسیار کلیدی و اساسی میپردازد. این کتاب ارتباط زبان فارسی را با اقشار مختلفی که شکل دهنده این زبان هستند را بررسی میکند و به طور کلی بر ۳ گروه اهالی دین، دیوان و عرفان متمرکز شده است. فصل اول این کتاب به نقش علما در هویت دینی زبان میپردازد و در مبحثی جالب به تاثیر زبان روحانیت در این فرایند پرداخته است.
گفتنی است در این عصر شعر مجازی شاعرانی چون مصطفی محدثی خراسانی، غلامرضا کافی، بهرام مژدهی، نغمه مستشار نظامی، حجتالاسلام و المسلمین حمید سبحانی صدر، جواد محمد زمانی، نرگس السادات میر محمدی، محمد مهدی حبیبی کرمانی، بشری صاحبی، سید محمد مهدی شفیعی، مهدی خان محمدی، سید حکیم بینش، شاعر افغانستانی، مرتضی حیدری آل کثیر، مریم عربلو، حجت الاسلام و المسلمین سید عبدالله حسینی، سید حسن مبارز، حجت الاسلام و المسلمین سلمان علوی و علی داودی برای گرامیداشت بیش از ۴۵۰۰ شهید روحانی کشور به شعرخوانی پرداختند.
موضوعات مرتبط: اجتماعی ، فرهنگی
«مولی امیرالمؤمنین علیهالسلام»: من اَطاعَ الواشی ضَیَّعَ الصّدیقَ. كسی كه به حرف آدم سخنچین گوش بدهد دوستان خود را از دست خواهد داد. (نهجالبلاغه، كلمة ٢٣١)

در پاییز هوا زودتر تاریک میشود و شبهای طولانی باعث میشوند شما ساعات بیشتری را در منزل سپری کنید. چه خوب است اگر از الان برای این زمانهای خالی خود برنامهریزی و از فرصت پیش آمده استفاده کنید و علاوه بر سرگرم کردن خود در عصرهای پاییزی یک مهارت هم یاد بگیرید.

نویسنده : مهسا کسنوی | روزنامهنگار
بافتنی کنید
هرگونه تصور از پیش تعیین شده درباره این هنر سنتی را کنار بگذارید. بافتن، دیگر فقط به عنوان یک هنر مادربزرگی نیست. کافی است سری به شبکههای اجتماعی مربوط به دکوراسیون خانه بزنید تا متوجه شوید با یک کاموا و میله بافتنی میتوانید چه چیزهای جدید و بهروزی برای خانه خود ببافید. اگر از آن دسته خانمهایی هستید که از ترکیب رنگها لذت میبرید به شما پیشنهاد میکنم با یاد گرفتن این مهارت عصرهای پاییزی را زیباتر کنید و برای خود یا اعضای خانوادهتان شالگردنهای یک شکل ببافید.
نقاشی بکشید
نیازی نیست یک پیکاسو متولد شده باشید، فقط یک قلم مو، یک پالت رنگ و علاقه کافی است. لازم نیست برای این مهارت کلاس خاصی بروید، فیلمهای آموزشی دانلود و از شابلونها استفاده کنید. بعد از این که کمی ماهرتر شدید میتوانید روی پارچه یا بشقابها نیز نقاشی و از آنها برای دکوراسیون خانه استفاده کنید.
گلدوزی
موضوعات مرتبط: اجتماعی ، فرهنگی
ادامه مطلب
منابع طرح کتابخوان ماه ویژه آخرین ماه سال ۱۴۰۰ معرفی شد
منابع طرح کتاب خوان ماه ویژه اسفند ۱۴۰۰ با ارائه ۵ عنوان کتاب «برادر من تویی»، «رفتم به باغ»، «مجموعه عادتهای خوب»، «نجیب» و «همنشین گلها باش، پنج حدیث از امام سجاد علیهالسلام» معرفی شد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نهاد کتابخانه های عمومی کشور، منابع طرح کتاب خوان ماه ویژه اسفند ۱۴۰۰ با هدف تبیین منویات رهبر معظّم انقلاب برای ارتقای فرهنگ مطالعه و کتابخوانی در جامعه، دسترسی همگانی به کتاب، لزوم معرفی کتابهای مفید برای پرورش فکری آحاد مختلف مردم جامعه و همچنین ارتقای فضایل اخلاقی و فرهنگ عمومی از طریق مطالعه کتابهای مفید و فاخر، در سطح کشور معرفی شد.
موضوعات مرتبط: اجتماعی ، فرهنگی
مجموعه «عادتهای خوب»
پدیدآورنده: علی باباجانی
مترجم: سمیه عواطف رستمی
ناشر: جامعهالقرانالکریم؛ دوره ۵ جلدی
آموزش به شیوه غیرمستقیم، بهترین شیوه برای آموزش و پرورش کودکان است. نویسنده در این مجموعه میکوشد تا با کمک تصاویر رنگی، جذاب و گویا، یادگیری مفاهیم را برای کودکان آسان کند. بهرهگیری از تصاویر، رنگهای جذاب و استفاده اندک از کلمات از ویژگیهای شاخص این مجموعه به شمار میرود.
داستانهای این کتاب که مناسب خردسالان است، با خلق شخصیت دوستداشتنی مموشی، به فهم بهتر، ایجاد عادتها و رفتارهای خوب در کودکان کمک شایان توجهی میکند.
عناوین مجموعه شامل «شکم مموشی یخچال شده»، «آی کلاه مموشی پَر در آوردی؟کوشی؟»، «مموشی نازنازی میره به مسواک بازی»، «اول نقاشی، لبخندبزن مموشی» است.
موضوعات مرتبط: اجتماعی ، فرهنگی
«رفتم به باغ»
پدیدآور: افسانه شعباننژاد
ناشر: لوپهتو؛ دوره ۹ جلدی
آموزش خردسالان و تقویت استعداد آنان نیازمند ابزاری ساده، جذاب و تأثیرگذار مانند کتاب است. در مجموعه «رفتم به باغ» انتقالِ مفاهیم ساده، با زبان کودکانه، آهنگین و با تصاویری زیبا همراه است.
این مجموعه در ۹ جلد حاوی مطالب آموزشی و قابل درک برای کودکان است که برخی از رفتارهای آنان نظیر: نحوه زندگی، غذاخوردن و ... را در قالب داستانی بیان میکند.
«رفتم به باغ انار» داستان مارِ گرسنهای است که به دنبال خوردن گنجشکها است که کلاغ مانع کارش میشود.
«رفتم به باغ انگور»، «رفتم به باغ پسته»، «رفتم به باغ پرتقال» و... از دیگر عناوین این مجموعه خواندنی است.
موضوعات مرتبط: اجتماعی ، فرهنگی
«برادر من تویی»
پدیدآور: داوود امیریان
ناشر: کتابستان معرفت
تعداد صفحات: ۲۱۰
دریای بیپایانی هستی که هر کس به اندازه وسعش از وجود با برکتت بهره میگیرد. از شجاعتت و غیرتت هر چه بگوییم کم است. ای بزرگمرد وفادار و ای پناه کودکان، برادر و ای ...
«برادر من تویی» زندگینامه داستانیِ جذاب و خواندنی از کودکی حضرت عباس تا واقعه کربلا و شهادتش در روز عاشورا است. نویسنده با تکیه بر منابع تاریخی با قلمی روان و نثری زیبا، زوایای گوناگونی از زندگی و زمانه این مرد بزرگ را در قالب داستانی خواندنی روایت میکند.
عباسبن علیبن ابیطالب، مشهور به ابوالفضل، پنجمین پسر امام علی علیه السلام و امالبنین است. او در واقعه کربلا، جانش را برای رساندن آب به کودکان از دست داد.
این کتاب شما را در کوچههای کوفه برای کمک به یتیمان و نیازمندان، با او همراه میکند تا زمانی که در رکاب حضرت ابا عبدالله الحسین(علیه السلام) نشان وفاداری و معرفت را برمیگزیند. سالیان سال است که نام او با القاب شجاعت و جوانمردی و پهلوانی همراه است. زندگی او قصهای است شنیدنی که هربار تازهتر و هر زمان جلوهای درخشانتر دارد.
موضوعات مرتبط: اجتماعی ، فرهنگی
«نجیب»
پدیدآور: محمدجواد جزینی
ناشر: انتشارات سوره مهر
تعداد صفحات: ۳۶
کتاب «نجیب» مجموعهای است از هفت داستان کوتاه که هر کدام به قلم نویسندهای متفاوت نگاشته شده است. در تمام داستانها، با اتفاقاتی ساده، روحیات بسیجی و دلنشین جوانان رزمنده در جبهه به خوبی نمایان است. بعضی از روایتها برای گروه سنی نوجوان از جذابیتهای بیشتری برخوردار است. ترسیم گوشههایی از صحنههای جنگ و حجم اندک کتاب از ویژگیهای شاخص کتاب بهشمار میرود و همین امر موجب افزایش علاقمندی مخاطب کودک و نوجوان به مطالعه آن شده است.
عنوان کتاب «نجیب» برگرفته از خاطره کوتاهی درباره شهید نجیب چرابه، از فرماندهان لشکر ۲۷ «محمد رسولالله (صلیاللهعلیهوآل)» است که در عملیات والفجر مقدماتی به شهادت رسید.
«فصل گلابی»، «کوچک من»، «سرلشکر عراقی»، «یک شب خودمانی»، «چوب بیصدا»، «کپه لرزان» و «نجیب» عناوین این مجموعه را تشکیل میدهد.
موضوعات مرتبط: اجتماعی ، فرهنگی

«همنشین گلها باش، پنج حدیث از امام سجاد علیهالسلام»
پدیدآور: سیدمحمد مهاجرانی
ناشر: نشر جمال؛ دوره ۱۴ جلدی
آشنایی با چهارده معصوم علیهمالسلام که بهترین و کاملترین الگوی ما هستند از طریق مطالعه زندگی و روایات و احادیثی که از آنان به یادگار مانده، میّسر است.
در مجموعه «همنشین گلها باش» رفتارهای زیبا، سخنان شنیدنی از معصومین گرد آمده است؛ از هزاران حدیث، هفتاد سخن انتخاب شده که با دو بیت شعر، قصه کوتاه و پنج حدیث از هر معصوم روایت میشود. این کتاب جلد ششم از مجموعه ۱۴ جلدی است که پنج حدیث از امام سجاد علیهالسلام را با زبان شیرین شعر و قصه بیان میکند.
در این مجموعه موضوعاتی انتخاب شده که هر یک از ما از دوران کودکی تا بزرگسالی بارها با آن مواجه میشویم. در واقع هر یک از این سخنان، نوعی آموزش مهارت زندگی است. روایتهای نورانی از امامان در موضوعاتی همچون همنشینی با خوبان، غیبت نکردن، اسراف، سپاسگزاری و... با زبان شیرین قصه و شعر و با تصاویر مرتبط و گویا برای بچهها بیان شده است.
موضوعات مرتبط: اجتماعی ، فرهنگی
.: طراحی شده توسط تک اسکین :.

